|
|
|
|
|
سلام دوستان خوبین؟ یکشنبه تعطیلی خونه بودیم اول خواستیم بریم یه سر بندر امام ولی منصرف شدیم و ترجیح دادیم بمونیم خونه و کمی مطالعه و استراحت کنیم بعد از ظهر دو ساعتی رفتیم پیاده روی خیلی عالی بود کرج و تهران خیلی خوش گذشت مامی مهربونم برا نی نی جدید کلی لباس خریده خیلی نازن...دستت درد نکنه ولی من زیاد خرید نکردم احتمالا اسفند ماه یه سر بریم دبی عمه نوشین برگشت سوئد امروز برا چکاپ رفته بودم دکتر که گفت همه چی خوبه و قرص ففول برام نوشت
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 2:16 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیزم خوبین خوشین؟ بازم ممنونم بابت کامنت های پر مهرتون طبق برنامه الان باید کیش بودیم ولی برنامه مون بهم خورد چند روز پیش با ماه چهارم خداحافظی کردم و وارد ماه پنجم شدم یادمه وقتی آرین رو باردار بودم کلی ذوق داشتم براش چیز میز بخرم به آرین میگم میخوای بپوشی ببینی اندازه ات هست یا نه؟ آرین و حرفهای خوشمزه اش: من: بعد از کلی انتخاب کردن اسم برا نی نی و حذف و اضافه کردن یه اسمی به فکرم رسید که خوشم اومد و برگشتم به آرین گفتم آرین اگه گفتی اسم نی نی مون تا الان چی شد؟ "فراز" آرین: باشه مامانی هر چی تو بگی! منم قبول میکنم آخه دوستت دارم اگه قبول نکنم یعنی دوستت ندارم .......................................................... آرین: داره MBC3 کارتون میبینه یهو اومده بهم میگه مامانی هندونه داااااااااااااریم؟ من: نه پسرم نداریم ولی خربزه داریم میخوری برات بیارم؟ آرین: نه نمیخورم! هندونه میخوام آخه الان تو کارتون هندونه نشون میداد دهنم بد جوری آب افتاد ............................................................ ساعت یک و نیم نصفه شبه من پشت کامپیوترم ...مازیار پشت میز داره سوال طرح میکنه... آرین میره برا خودش کارتون پووو رو میزاره ومیشینه ببینه .........................................................
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 20:45 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیزم ممنونم از تبریکات صمیمانه تون خوشحالم که تو دنیای مجازی دوستهای خاموش و روشن خوبی مثل شماها دارم خیلی از دوستان میخوان بدونن نی نی مون چیه؟دختره یا پسر بعضی ها تعجب کرده بودن که نی نی دومی تو راهی داریم! نظر شخصی من از اول این بود که تک فرزندی زیاد فکر جالبی نیست و دردسرهایی در آینده هم برا فرزند و هم والدین داره بلافاصله پشت سر هم رو هم دوست نداشتم خدایا شکرت بابت نعمت بزرگی که بهمون عطا کردی خودت مواظبش باش تا صحیح و سالم بیاد پیشمون سه ماهه اول بارداری رو خدا رو شکر بدون هیچ مشکل خاصی پشت سر گذاشتم و هیچ ویار خاصی نداشتم و اما نی نی مون خدا رو شکر به گفته آقای دکتر سالمه و قلبش تند تند میزنه آرین خیلی خوشحاله از همون اولش هم میگفت مامانی کاشکی نی نی مون پسر باشه الان که تو ماه چهارم هستم تا حالا کسی بهم نگفته که باردارم اسم آرین رو من انتخاب کردم و خیلی دوسش داشتم ممنون میشم پیشنهاد اسم بهمون بدین
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 0:25 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیزم خوبین خوشین سلامتین؟ خدا رو شکر بد نیستیم و روزگار بر وفق مراده ولی یک هفته یا بیشتره که مثل خیلی ها درگیر سرماخوردگی و آنفولانزا شدیم عمه نوشین ولی عمه اینا براشون کاری پیش اومد و سفرمون کنسل شد به آرین میگم دیگه عمه اینا نمیان کیش ما خودمون میریم و اما یه خبر مهم که نشده بود زودتر راجع بهش تو وبلاگ آرین بنویسم راستش من از دوران بچگی عاشق بچه بودم دقیقا مثل مامانم که عاشق بچه هاست و خودش میگه اونقدر بچه دوست داشتم که میخواستم دور و برم پر بچه باشه واسه همین آرین سه تا خاله داره و یک دایی! کلی ماجرا داریم با آرین سر نی نی تو شکم مامانی بهم میگه مامانی جیگر نخوریا بچه ات سیاه میشه! مامانی این چیزای سنگین رو برندار برات خوب نیست! انشالله تو پستهای بعدی راجع بهشون مینویسم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12:3 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیزم خوبین خوشین؟ پاییز ۹۰ هم با خوبی و خوشی گذشت و زمستان دوستداشتنی از راه رسید با لیلی جون مامان یونا خان چند روز قبل از شب یلدا قرار گذاشتیم شب رو در کنار هم با هم باشیم امسال خیلی دوست داشتم هندونه بخرم و تزئین کنم که به لیلی جون گفتم پس هندوانه شب یلدا با من خونه لیلی جون خیلی خیلی بهمون خوش گذشت آرین و یونا حسابی با هم بازی کردن ژله انار که لیلی جون زحمت کشیده بود و درست کرده بود خیلی خوشمزه بود چند وقتیه یه مهد کودک پیدا کردم که شیفت بعد از ظهر هم داره حتی ساعتی هم بچه ها رو قبول میکنه یکروز قبل از شب یلدا تو یکی از خانه های بازی اهواز برا شب یلدا جشن بود که با لیلی جون یونا و آرین رو بردیم همه بچه ها نگاهشون میکردن
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 20:45 توسط مریم
|
|
||