Lilypie Kids Birthday tickers Lilypie Second Birthday tickers آرین و مامانی و آرتین
تاريخ : 93/05/05 | 3:20 | نویسنده : مریم
سلام

پسر قشنگم بین شاگردان کلاسشون جزو برترینها بود البته همه بچه های کلاسشون عالی بودن ولی آرین با توجه به امتیازی که گرفت شاگرد نمونه کلاسشون انتخاب شد

اینم کارنامه گل پسر مامان

       

 

 و اینهم جامدادی آرین و زحمات یکساله اش که با علاقه نگهشون داشته عاشقتم پسرمیه کلمه هم چیزی در موردش در طول سال تحصیلی بهم نگفته بود روز آخر که وسایل های مدرسه رو تحویلمون دادن با همچین جامدادی روبرو شدم

              

این عکس رو خیلی دوسش دارم یه حس خوبی بهم میده

جهان هر کس , به اندازه وسعت فکر اوست...      "ادیسون"



تاريخ : 93/05/03 | 14:24 | نویسنده : مریم

سلام دوستان عزیزم

عباداتتون قبول حق باشه

بالاخره دوربین رو دادیم و درستش کردیم main اش خراب شده بود و 430 تومن هزینه تعمیرش شداصلا دلم نمیومد ولی چاره نداشتم

و اما تی وی مون به دست کارگری که خونمون کار میکرد سوخت! کارگرم رو تازه عوض کرده بودم و خانمی که تو خونه عمه ام نزدیک 9 سال کار میکرد رو آوردم ولی عجیب فضول بود! و یکدنده و حرف خودشو میزد بهش اسپری تلویزیون رو دادم پاک کنه گفت این به درد نمیخوره کم میپاشه رو تی وی با همون رایت بهتره! و چند دقیقه ای تو اتاق حواسم پرت شد تا آرین صدام زد مامان تلویزیون!!! بیا ببین چی شده ! رفتم دیدم بله خانومه کار خودش رو کرده و انقدر رایت زده رو تی وی آب رفته توش و هیچی دیگه برفکی نشون میده و تصویر خراب شده بهش میگم میگه نه! من نکردم آروم پاک کردم

بردمش سام سرویس گفت پنلش سوخته و قابل تعمیر نیست و باید عوض بشه که 2میلیون و 100 قیمتشه!تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که زنگ زدم به خانومه و گفتم دیگه خونه ما نیا!

آرین کلاس موسیقی و شنا میره دو ترم دیگه انتخاب ساز داره! با فلوت آهنگ نوایی رو تمرین میکنه! آرتین هم عاشق موسیقی شده و با داداشی دو دو سل سل لا لا میخونه!

آرتین هم کلاس مادر کودک شعر و موسیقی رو میره و خیلی دوس داره بعد ماه رمضون شنا هم میخوام ببرمش شناهای مادر و کودک

سرمون با گوشیمون گرمه و روزها و شبامون رو پر میکنه "کندی کرش" جز بازیهای مورد علاقمه و ساعتها باهاش سرگرمم وایبر هم شده قسمتی از برنامه های زندگیم با 10 نفر از دوستان وبلاگی گروهی داریم تو وایبر بسیااااااار دوستداشتنی که هر روز با هم در ارتباطیم و خیلی خوش میگذره و عاشقشونم چند باری هم با هم قرار گذاشتیم و رفتیم کافی شاپ و رستوران! از همه جای ایران تو گروهمون هستن و خیلی عالیه بچه هامونم تقریبا هم سن هستن و کلی با هم بازی میکنن

آرین کیارش دانیال لاریسا و شنتیا بچه های گل وایبری تهران

 پول هم که قربونش برم تا چش میزنی تمومه اصلا نمیشه پس اندار کرد خرج هم که بالا! همه چی گرونه 500 تومن الان مثل 50 تومن یکی دو سال پیش شده تا میزاری تو کیف تموم میشه!

 وقت کم میارم با دو تا وروجک کل وقتم پره برم کامنتها رو تایید کنم که یکماهه به بلاگفا سر نزده بودم

             

آرین و کیارش و دانیال

 

و اما آرتین شکمو دیزی خور در سرعین عکس مال دو سه ماه پیشه

                

مرد پرهیزگار , هرگز پارسایی خود را نمی سنجد.    "پاسکال"



تاريخ : 93/04/09 | 12:55 | نویسنده : مریم

سلام

حلول ماه مبارک رمضان رو خدمت همه دوستان و خوانندگان عزیزم مخصوصا روزه دارهای عزیز تبریک عرض میکنم انشالله که بتونیم تو این ماه عزیز بیشتر به خدا نزدیک بشیم و شکر گذار تمامی نعمتهایی که داده باشیم

به حول و قوه الهی سعی خواهم کرد روزه هام رو بگیرم و خیلی خیلی این ماه رو دوست دارم احساس میکنم همه چی رو نظم میفته و آدم سبک میشه!چه از لحاظ معنوی چه مادی :-) دیروز رو که روزه بودم هیچی نفهمیدم و خیلی خوب بود با اینکه بعد از ظهر هم آرین رو بردم کلاس شنا و دو سه ساعتی بیرون بودم ولی حس خوبی بود ساعت 8:30 بود با خودم فکر میکردم یک ساعت و ربع دیگه وقت دارم تا اذان, برم کمی قران بخونم و غذاها رو آماده کنم که مازیار گفت افطار رو بچینیم؟ به خودم اومدم یک ربع بیشتر تا اذان نمونده!

انشالله که هر کی هر خواسته ای داره تو این ماه عزیز بهش برسه الهی آمین



  • شروع دوباره
  • سیستان منت