|
.
|
چند روز بود که نمایشگاه بین المللی کتاب در شیراز افتتاح شده بود نمایشگاه خوبی بود نی نی صبح ها که از خواب بلند میشه خیلی سرحاله منو بشورین یه چیزی یادم رفت بگم یه کتابی هم خریدیم به اسم "کتاب کودکی تو"کتابیه برای ثبت یاد و خاطره ی اولین تلاش های هیجان انگیز نی نی ها تا سه سالگی ثبت و نگهداری عکسها و یادگاریهایش ثبت احساس ها وآرزوهای پدر ومادرودر آخر بهترین وشیرین ترین هدیه به فرزندانمان است وقتی که بزرگ شدند.
بالاخره تصمیم گرفتیم نی نی رو ختنه کنیم ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 توسط مریم | لينک ثابت
سلام صد تا سلام سه روز هم تموم شد مهمونامون رفتند
تو این مدت سه روزه نی نی با بابا بزرگ و مامان بزرگ دوس شده بود مرسی بابت همه چیز دستتون درد نکنه... آرین ملوس آرین شیطون آرین گنجیشک آرین شیکممو ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 توسط مریم | لينک ثابت
اول از همه بگم که فردا سه شنبه شب مامان جون و باباجون از کرج دارن میان شیراز برا دیدن آرین کوچولو نوه ناز و خوشگلشون
امروز 14 آبان چهلمین روزیه که آرین نازنازی به جمع خانواده دو نفری ما قدم گذاشته دل درد های پسری نسبت به روز های اول بیشتر شده بعضی شبها نمیتونه بخوابه هی ناله میکنه
دیروز نی نی ما برای اولین بار در حالت بیداری لبخند زد
من و نی نی صبحها که از خواب شیرین بلند میشیم
آرین کوچولوی ما خیلی دوس داشتنیه آرین نازنازی مولتی ویتامین رو خیلی دوس داره قد و وزن نی نی رو درچهلمین روز زندگیش اندازه گرفتیم.که خدا رو شکر خوب بود وزن:4۲۰۰ قد:54 یه چیز یادم رفت بگم نی نی آرین ما عاشق رنگ قرمزه... عزیزم آرینم خیلی دوست داریم...
پ.ن:طبق جدیدترین نظریه انجمن اطفال آمریکا استفاده از پستونک در شیرخواران 2 تا 12 ماهه برای جلوگیری از سندروم مرگ ناگهانی توصیه میشود. ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 توسط مریم | لينک ثابت ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386 توسط مریم | لينک ثابت هر دفعه میخواستم بیام آپ کنم یه مشکلی پیش میومد ونمیتونستم بیام یا حسش نبود یا مطلب نبود یا اینکه با آرین خان مشغول بودم وخسته…تا چش به هم زدم دیدم آرین کوچولوی ما هم مثل نی نی های دیگه بزرگ شده و ماهگردش اولین ماه زندگیتو تبریک میگم. بگم براتون از اتفاقاتی که تو این مدت با نی نی جون پشت سر گذاشتیم.نی نی ما پسر خیلی آرومیه. از نظر قیافه نی نی فعلا شبیه باباشه چون نی نی ما موقع تولد وزنش کم بود فعلا ختنه اش نکردیم بعض وقتها دلم برا نی نی میسوزه موقعی که میخواد جاشو کثیف کنه کلی بدنش رو کش و قوس میده زور میزنه تا اینکه گریه اش میگیره.وبا چه زور و زحمتی گلاب به روتون... فدات بشم عزیزم موقعیکه شیر میخوره خوابش میبره ولی مجبوریم عارقشو بگیریم که خیلی هم سخت عارق میزنه.بابایی اینکار رو برعهده گرفته ولی بعد اینکه باد گلو میاد نی نی هم بیدار میشه وسرحال... امروز نی نی رو که یک ماهش شده یه چکاپی کردیم قد و وزن و دور سرش رو بابایی اندازه گرفت که خدا رو شکر همش خوب بود.البته چون ترازوی مطب بابایی خونه است من هر روز نی نی رو وزن میکنم. وزن یک ماهگی:3700 قد یک ماهگی :53 دور سر یک ماهگی:36.5 پنجشنبه شب عروسی یکی از همکارای آقا مازیار بود که من ومازیار ونی نی با هم رفتیم بای تا آپ بعدی ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386 توسط مریم | لينک ثابت سلام دوستان امروز اومدم به بازی که از طرف هانیه جون مامان آرتا دعوت شدم روانجام بدم معرفی: من مریم متولد 25مرداد 1362 فارغ التحصیل رشته مهندسی کامپیوتر هستم.من آذری هستم ودر یک خانواده خوب و صمیمی بزرگ شدم.یک مادر مهربون دارم که خیلی دوسش دارم ویک پدر زحمت کش وفداکارکه محبت هاشو هرگز فراموش نمیکنم. اردبهشت 84 با همسر عزیزم عقد کردیم وشهریور 84زندگی مشترکمون رو زیر یه سقف شروع کردیم.زندگیمو خیلی دوست دارم عاشق همسرم هستم. همسری کامل و بی نظیرومهربون.شوهرم دانشجوی رشته فوق تخصص نوزادان هست همه فصلها رو به موقع خودش دوس دارم فکر کنم یه ذره زمستونو بیشتر از همه دوس داشته باشم ماه مورد علاقه ام مرداد و اسفند و روز مورد علاقه ام شنبه رنگ تو: قرمز و سرمه ای البته رنگهای دیگه رو هم دوس دارم غذای مورد علاقه: سبزی پلو با ماهی سفید تازه موسیقی مورد علاقه: من عاشق صدای ابی و معین هستم چون خاطرات دوران دانشجویی رو یادم میندازه.از صدای منصور واندی و حمیرا هم خوشم میاد بزرگترین قولی که تا حالا دادی: فكر ميكنم براي كسائي كه ازدواج كردن بزرگترين قول زندگيشون وفادار بودن به همسر .تلاش براي خوشبختي و بهتر شدن زندگيشونه ناشیانه ترین کاری که کردی: وقتی بچه بودم رفته بودیم همدان یه میدونی بود به اسم میدون حر که یه ضمه هم روش بود که من با صدای بلند گفتم نگاه کنین میدان خر زمانی که فهمیدم مامانم بیماری دیابت گرفته دوست دوران راهنمایی به اسم آیسان اهل نفرین کردن نیستم وضعیت در 10سال آینده: فعلا 2 سال شیرازیم بعد میریم اهواز برای طرح آقا مازیار به مدت 4 سال. بعد اونم اگه خدا بخواد میخوایم بریم خارج ولی اگه نشد انشالله تهران در خانه خودمون با آرین که اون موقع 10 سالشه چیزی یادم نمیاد ولی وقتی با دختر عمه هام یه جا میشینیم کلی جوک میگیم و میخندیم سفر به کیش با فامیل های شوهرم که کلی خوش گذشت تیپ مهندسی آشنا شدن با آقا مازیارودیدن ایشون دردیدار اول سلامتی و خوشبختی خودم و خانواده ام واینکه دعا میکنم همه ی جوان ها هر آرزویی دارن به آرزوشون برسن. منم اینجا از دوستهای خوبم مامان آئین-مامان پرهام-لیلی جون مامان آراز- مامان آوا کوچولو-پریسا جون مامان نازنین-کودک ما-مامان بهار-مامان هلیا کوچولو-دعوت به بازی میکنم ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386 توسط مریم | لينک ثابت |
Disigned By :HAMRAZ