تبليغاتX

آرین ومامانی
mowj.ir






.

آرین آواز خوان

سلام سلام ایندفعه با یه غذای خوشمزه اومدیم خدمتتون

اول از گل پسرم بگم این پسر ما به قول خاله های اینترنتی موزیسین که بود حالا شده خواننده همش صبح تا شب برامون آواز میخونه آآآآآآآووووووووووووایییییی اااااااااا(با فتحه).بعضی وقتها هم آوازاشو چنان میکشه تبدیل میشه به داد زدن چنان داد میزنه که دهنش تا بناگوش باز میشه نمیدونم به کی رفته تا میرم با هاش صحبت کنم که مامانی نکن از این کارا گلوت پاره میشه غش غش بهم میخنده و قهقهه های آنچنانی میزنه. که من اسمشو گذاشتم خنده های پلکانی.اونموقع قیافش خیلی بامزه میشه قربون خنده هات بشم من جیگرم

  

خیلی دوس داره که باهاش شمرده شمرده حرف بزنیم اونم چشاشو خرگوشی میکنه وآهسته آهسته جوابمونو میده تازگیها همش زبونشو میاره بیرون لب بالاشو با ملچ ملوچ میخوره

  

وقتی که میخنده تا میام عکس بگیرم دوربین رو که میبینه چنان ژستی میگیره وجدی میشه که هر کاری کنم هم نمیخنده تا دوربین رو میکشم اونور بازم شروع میکنه به خندیدنای ناقلا

     

چند سال پیش تو دوران مجردی یه چتری خریده بودم برا نی نی م نگه داشته بودم دیدم رنگارنگه اون روز آوردم آرین رو گذاشتم زیرش خیلی خوشش اومده بود همش نگاه میکرد و کیف میکرد اصلا هم اون زیر صداش در نمیاد ساعتها میمونه اگه کاریش نداشته باشم وبا رنگها حرف میزنه (قابل توجه مامانها)

   

 

یه غذایی میخوام به شما عزیزان یاد بدم که فقط خوردن داره خیلی خوشمزه راحت شیک برا شام عالیه هر کی خورده خیلی تعریف کرده توصیه میکنم همه درست کنین

اسمش هم هست بیفر استرا گانوف البته اشتباه نکنین اونی که شما فکر میکنین بیف استراگانوف هست که کلی با بیفر من فرق داره

مواد لازم:

نان باگت فرانسوی

گوشت چرخ کرده یا سینه مرغ

سیب زمینی خرد شده به صورت مربعی

فلفل دلمه ای

قارچ (اختیاری) اگه خواستین خیلی خوشمزه بشه بریزین

پنیر پیتزا (اختیاری) بریزین بهتره

تخم مرغ و زعفران

روغن سرخ کردنی

نمک و آبلیمو و فلفل

اندازه های غذا دلبخواهیه بسته به سلیقه هر کسی

طرز تهیه:

ابتدا سیب زمینی های مربعی شکل را داخل سرخ کن میریزیم تا سرخ شود.بعد فلفل دلمه ای و قارچ را ریز کرده داخل تابه تفت میدهیم. گوشت چرخ کرده را داخل تابه با مقداری پیاز رنده شده سرخ میکنیم. مقداری زردچوبه و رب گوجه به گوشت اضافه میکنیم. بقیه مواد آماده شده را داخل گوشت میریزیم.و نمک و فلفل وآبلیمو را در آخر به خوراک اضافه میکنیم.پنیر پیتزا را هم اگر خواستین در اخر به مواد مورد نظر اضافه کنید تا کمی به هم چسبیده و از داخل نون بیرون نریزد.

نانهای باگت را به قسمتهای مساوی حدودا 8 تا 10 سانت میبریم .از یک طرف داخل نان را خالی میکنیم. طوری که پایین آن سوراخ نشود.داخل نانها را با خوراک مورد نظر پر میکنیم.ودر یک سینی میگذاریم

در یک ظرفی دو یا سه عدد تخم مرغ را میریزیم وبا چنگال هم میزنیم.وزعفران دم شده را به آن اضافه میکنیم.نانهای آماده شده را یکی یکی داخل تخم مرغ زعفرانی میچرخانیم تا سطح نان را کاملا بپوشاند و داخل تابه ای که روغن در آن ریخته ایم گرم شده میگذاریم.همه سطوح نان را تقریبا سرخ میکنیم ونوش جان میکنیم.

   

نوش جانتان حتما درست کنید تنبلی نکنید چون خیلی خوشمزه است

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط مریم | لينک ثابت |


سورپرایز به یاد ماندنی

پنجشنبه شب هوای شیرازخیلی سرد وابری بود. صبح جمعه که از خواب بلند شدیم دیدیم وای چقدر برف اومده همه جا سفید شده 7 -8 سانتی میشد.خیلی خوشحال شدیم.مازیار گفت پاشین سه تایی بریم برف بازی.آخ جون برف. ولی آرین گفت من نمیام آخه هوا سرده سرما میخورم مامانی هم گفت ما نمیایم میخوای خودت تنهایی برو.که بابایی اخماش رفت تو همبعدشم رفت سراغ درسش منم رفتم ایمیلم رو چک کنم ببینم عکس پسر عموی آرین رسیده یا نه دیدیم عمه نوشین جون چندتایی عکس از فرهان خوشگل برامون سند کرده که براتون پایین گذاشتم.الهی قربونت برم عزیزم چه نازی ماشالله

همون لحظه یه ایمیل ناشناس به چشمم خورد دیدم جلوش نوشته عکسهای آرین زودی رفتم باز کنم ببینم از کیه و چیه؟ خیلی جا خوردم وبابایی رو صدا زدم هر دو تامون کلی خوشحال شدیم و کیف کردیم.من چون از اینکارا خوشم میاد با دیدن هر کدوم از عکسها از خوشحالی از جام میپریدم وای چقدر قشنگ شده وای چه خوب درست کردن . یک دوستی به نام مهرنوش زحمت کشیدن عکسهای آرین رو از تو وبلاگ سیو کردن وبا فتوشاپ درست کردن خیلی قشنگ شده دستشون درد نکنه واقعا ممنونم لطف کردین.هیچوقت فراموشتون نمیکنیم حتی آرین.وقتی بزرگ شد بهش نشون میدم. و میگم که یک دوستی خوش سلیقه و هنرمند اینا رو برات فرستاده.

اینم عکسهای آرین کوچولوی مامانی

    

                                            

   

                                              

   

                                              

  

                                                

 

 

پ.ن:دوستان عزیزم من پینگ کردن رو تازه از هاله جون یاد گرفتم اون دوستانی که پینگ نکردن میتونن به آدرس زیر مراجعه کنن و نوشته های جدید خود را پینگ کنن تا به راحتی بتوانیم از آپ کردن های هم با خبر بشیم چون این کار دو طرفه میباشد لذا از تمامی دوستان دعوت به اینکار میکنم هر مشکلی داشتین در خدمتم                             http://elija.blogfa.com/post-136.aspx               

                                                                             

                                                   

 

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 توسط مریم | لينک ثابت |


آرین والاغ شیک پوش

سلام به همگی دوستان

یه نی نی خوشگل دیگه به دنیا اومد آخ جون خلاصه پس از کلی انتظار منم زنمو شدم پسرعموی آرین به نام فرهان جمعه شب متولد شد. به مامان جون و بابا جونش تبریک میگم.قدم نو رسیده مبارک. امیدوارم براتون شادی و نعمت به ارمغان بیارهدر پستهای بعدی سعی میکنم عکس نی نی گل رو براتون بزارم

 دوستان عزیزم شرمنده از اینکه دیر دیر بهتون سر میزنم آخه آرین یه ذره شیطون شده یا با هم در حال خوابیم یا در حال بازی کردن شدیدا هم بغلی شده یه ذره هم رو زمین نمیمونه میگه فقط بغلم کنید یا اینکه باهام حرف بزنید.وقتی هم که میزارمش رو زمین برم به کارام برسم اولش کوچولو نق میزنه اگه نرم سراغش آروم آروم صداش بلند میشه وشروع میکنه به گریه کردن خلاصه کارم شده صبح تا شب باهاش بازی کنم و حرف بزنم.شبها هر چند بار که برا شیر خوردن بیدار میشه منم با حوصله بیدار میشم میشینم بهش شیر میدم نمیدونم این حس مادری چه حسیه که شبها موقع شیر دادن با اینکه خوابم میاد ولی اصلا سختم نیست.خلاصه عاشقشم خیلی دوسش دارم

                                        قربونت برم فرشته کوچولوی خوشگل من

   

بالاخره اینجا هم برف اومد کلی کیف کردیم طبیعت شیراز هم لباس عروس بر تن کرد چه منظره ی زیبایی بود از بالکن خونمون همه جا رو تماشا میکردیم دانه های برف آروم آروم سقوط میکردند و بر زمین مینشستند آرین رو هم بردیم بالکن تا اولین برف زندگیشو در دیماه86 تماشا کنه

      آرین و بابایی

من و آقا مازیار در بالکن خانه مان کمی برف بازی کردیم ویه آدم برفی گنده هم درست کردیم طبق عکس زیر

                    

کی باورش میشه اینجا اینهمه برف بیاد این آدم برفی رو مامان شهین و عمه نوشین کرج درست کردنخیلی خوشگل شده اینجا هم فکر کنم 2 3 سانتی برف اومد هر چی بود خلاصه ما هم امسال شاهد بارش برف زمستانی بودیم.عالی بود.خدا رو شکر 

      آرین مامان تازه از خواب بیدار شده

جمعه عصر یه نمایشی به اسم الاغ شیک پوش در تالار هتل پارس شیراز بود.که بابایی دو روز قبلش بلیط ها رو تهیه کرده بود تا بهمراه آرین بریم تماشا کنیم برنامه جالبی بود.خیلی شلوغ بود همه ی پدر مادرها به همراه بچه هاشون اومده بودن ما هم آرین رو بردیم کلی کیف کرد و تماشا میکرد چهارتا نقش بود به اسمهای آقا الاغه خاله بزی آقا روباهه و آقا گرگه

             

که در آخر آرین کوچولوی ما با اونها عکس گرفت .وآقا گرگه هم اومد گفت میشه منم تنهایی با نی نی تون عکس بگیرم ما هم که از خدامون بود گفتیم البتهبا نی نی عکس گرفت آخرش هم نی نی رو یه ماچ کرد.و ما هم برگشتیم خونه

           

                                دوستدار شما آرین و مامانی

 

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط مریم | لينک ثابت |


آرین خوردنیه مامان

 

سلام سلام خوبین؟ خوشین؟با روزهای برفی چه میکنید؟ خوش میگذره؟اینجا هوا بهاریه اصلا از برف هم خبری نیستوقتی آدم برفی درست میکنید یادی از ما هم بکنید آخه من و آقا مازیار عاشق برف بازی و آدم برفی هستیم یاد آن روزهایی که تبریز بودیم به خیر چه برفی داشت

 وای ی ی خیلی عالی بود برف بازی میکردیم آدم برفی درست میکردیم سر میخوردیم اما امسال چون تا عیدجایی قرار نیست بریم فکر کنم برف نبینیم.

این چند روزه حال نوشتن رو نداشتم نمیدونم از خستگی بود یا مطلب نبود آخه کلاس آموزش شنای کرال سینه میرم البته تکمیلی وکلاس مکالمه زبان انگلیسی هم میرم تازه شروع شده. دیگه وقت نمیکنم زیاد بیام بنویسم ولی هر وقتی میام و به دوستهای گلم سر میزنم

 

 

    

اونروز رفته بودیم بیرون چند تا کتاب بخریم یه کتابی به اسم ماساژ کودک بود که خریدم کتاب خیلی خوبیه تکنیکهای ماساژ دادن کودک رو به خوبی توضیح داده شامل:

۱.ماساژ های ایمن و آرام بخش برای خوابانیدن وآرام کردن کودکانی که مدام گریه میکنند

2.تکنیکهای ساده ای که گام به گام با عکسهای رنگی به وضوح نشان داده شده اند

3.ماساژ درمانی با حرکات منظم برای بهبود بیماریهای رایج مانند کولیک و دندان در آوردن

 4.حرکات ماساژی متوالی وتاثیر گذار برای تمام گروههای سنی از نوزادان نارس تا نوپاهای پرجنب و جوش     

 من هنوز آرین رو با آموزشهای این کتاب ماساژ ندادم ولی کم کم میخوام شروع کنم.همینجوری خودم ماساژ میدادم ولی نه با این کتاب فکر کنم عالی باشه

                                                     

 

از شیطنت هاش بگم براتون

آخ آخ نمیدونید این پسر من چقدر شیرین وعسل شده همش میخورمش ولی تموم شدنی نیست

خیلی با مزه شده اونقدر میچلونمش و فشارش میدم ماچش میکنم انگار نه انگار اصلا صداش درنمیاد فقط نگام میکنه.گاهی یه خنده های بلندی هم میکنه به من بگید چیکار کنم؟ با این جیگر طلای خودم آرین دوست داشتنیم خیلی بانمکه وقتی باهاش صحبت میکنم صداهای عجیبی درمیاره دستاشو دیگه خوب میشناسه   ولی وقتی دستشو میاره بکنه تو دهنش نشونه گیریش غلط از آب در میاد.یهودستش میخوره به لپش.تازگیها پاهاشم بلند میکنه.کم مونده بکنه تو دهنش

 

        

 

یه آهنگ هایی میزنه با ارگ که حرف نداره بابایی میشینه جلوی ارگ آرین هم تو بغلش با اون انگشتهای کوچیکش چنان ارگ میزنه که حال میکنیم خودش هم کیف میکنه یه نگاههای بادقتی میکنه به دستش وقتی انگشت هاش میخوره به شاستی ها صدا میاد ولی یه عکس درست حسابی نتونستم بگیرم تا میام بگیرم تکون میخوره و عکس تار میشه

 

 

زمان اجرای کنسرت آرین کوچولو متعاقبا  اعلام خواهد شد

 

         

 

خلاصه این نی نی ما خیلی خوردنی و خواستنی شده یک ساعتی که میرم استخر وسط شنا دلم براش خیلی تنگ میشه تا میام خونه صداش میزنم آرین مامانی سلام  من اومدم منو میشناسه و خوشحال میشه دست وپا میزنه بیاد بغلم منم میگیرم همش ماچ ماچی میکنم ولی سیر نمیشم خسته میشم اون روز گذاشتیمش تو روروئک یه 5 6 سانتی مونده پاش برسه زمین ولی کلی حال کرد آهنگهاشو براش میزدیم گوش میکرد و میخندید.

 

                                                         آرین وشاسخین

 

       

 

نی نی ما شبها موقعی که میخواد بخوابه یا هنگام شیر خوردن خوابش میبره میزارم تو گهواره

 یا اینکه باید لالایی بخونم تا خوابش ببره تازه بعد اینکه خوابش برد با یه صدای کوچولو از خواب میپره و گریه میکنه.اینجاش خیلی بده آخه وقتی میخوابه منم بدو میام اینترنت آپ کنم که بله! میبینم با صدای جر جر صندلی بیدار شد

 

             

 

اول دی که سهمیه بنزین رودادن ماشینمون کلی کیف کرد رفتیم کلی بنزین زدیم باک و پر کردیم آخه ماه قبلش بنزین کم آورده بودیم جایی رو هم نمیشناختیم بریم آزاد بزنیم بیچاره ماشینمون کلی گشنگی کشیده بود همون روزآقا مازیار یادش رفته بود کارتمون رو از دستگاه برداره جامونده بود تا اینکه دیروز

 حول وحوش ساعت 2  مازیار زنگ زد خونه مریم کارت بنزین دست توئه منم گفتم نه مگه چی شده نیست؟گفت نه نمیدونم کجاست گم شده منم گفتم حتما جا مونده تو دستگاه.مازیار گفت از اون روز 10 روز گذشته  کارت دست هر کی بیوفته تا حالا تموم شده پس من یه سر میرم پمپ بنزین ببینم اونجاست یا نه.منم که هیچی! خبر خیلی بدی بودفکرم مشغول شد خدایا تو این هوای سرد مازیار چطوری میخواد صبح ها بره سر کار؟ یا من چطوری برم کلاس زبان یا شنا؟ یا اینکه تو شهر غریب که تفریح مون عصرها دور زدن با ماشینه چی میشه؟صدقه نذر کردم کارتمون پیدا بشه بلند شدم خونه رو بگردم یک ربع نگذشته بود که تلفن زنگ زد.مازیار بود گفت که کارت پیدا شد پیش مسئول پمپ بنزین بود کارت ماشینو گرفت  کارت بنزینوداد اولش باورم نمیشد ولی بعدش از خوشحالی بال بال میزدم

                                                      خدایا شکرت

           

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 توسط مریم | لينک ثابت |


آرین سه ماهه

عروسک کوچولوی ما دریک چشم به هم زدن سه ماهه شد.آرین گلم سه ماهگیت مبارک.

از وقتی این فرشته کوچولو پا به زندگی ما گذاشته خیلی از تنهایی در اومدیم با خودش کلی نعمت و برکت آورده همین که به من و بابایی میخنده و با ما صحبت میکنه کل دنیا رو به ما میدن.کوچولوی من با قهقهه هات خونمون رو نورانی کردی.من و بابایی خیلی دوست داریم.

آرین کوچولومن و بابایی روبه خوبی تشخیص میده وقتی با هم میشینیم با آرین صحبت کنیم یه نگاه به من میکنه یه نگاه به بابایی و لبخند کوچولویی میزنه.

یه ستاره وماه بالای تختمون آویزونه عاشق اونه همش با اون صحبت میکنه وموقع شیر خوردن هم چششو از اون بر نمیداره.

یک کتابی خریدم به اسم تقویت هوش نوزادان از سه تا شش ماهگی به نظرم کتاب خوبیه یکی دو بار با آرین کار کردم.خیلی خوب شکل هاش رو نگاه میکنه.ویه صداهایی از خودش در میاره.وبا شکلها صحبت میکنه.

 

هر وقتی شرکتهای دارویی در بیمارستان یا مطب به آقا مازیاریه چیزهایی اشانتیون میدن ایندفعه یک ویتامینی دادن شبیه پاستیل محصول شرکت ویتامیک آمریکا.چیز با حالیه و خوشمزه  من وبابایی چند تایی رو خوردیمخیلی خوشمزه است آخه به درد نی نی مون نمیخوره برا بچه های بالای ۱.۵ ساله

 فکر کنم  به درد هدیه جون مامان ایلیا دوست آرین کوچولوی ما هم بخوره آخه ایلیا اصلا مولتی ویتامین دوس نداره                                

                                     چند تا عکس از کوچولوی بامزه خودم

 

عروسک خوشگل مامان

                                                          توپولوی مامان

 

            

                                                           پاستیل های آرین

                                                 

                                                            خوشگل مامان

                

 

                                                            آرین با هوش

 

 

                                       آرین در حال صحبت کردن با ستاره

                              قد و وزن و دور سر آرین کوچولو در سه ماهگی

                                                        

                                                        وزن:6200

                                                           قد:60

                                                      دور سر:40.5

 

 

                                        کوچولوی با مزه من دوست دارم

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 توسط مریم | لينک ثابت |



Disigned By :HAMRAZ