|
.
|
بعدا نوشت: نیمه شعبان ولادت حضرت مهدی (ع) رو خدمت تمامی دوستان عزیزم تبریک عرض میکنم سه سال پیش تولد حضرت مهدی(ع) نیمه شعبان مصادف با ۲۸ شهریور بود که من و مازیار عزیزم عروسی گرفتیم و زندگی مشترکمون رو زیر یه سقف شروع کردیم.که امسال به ماه قمری سومین سالگردش هست.این روز مبارک رو خدمت همسر عزیزم تبریک میگویم . ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ بیست و پنجمین سال زندگیمو با فوت کردن شمع تمام کرده و وارد ۲۶ امین سال زندگیم شدم که امسال مصادف با دو روز بیاد ماندنی سالگرد عقدمون و نیمه شعبان هست و خوشحالی مرا دو چندان کرده هست. تولد تولد تولدم مبارک مبارک مبارک تولدم مبارک مازیار عزیزم هم به مناسبت تولدم یه کادوی خوشگلی برام گرفته که خیلی خوشحال شدم دوستت دارم عزیزم اینم عکس اودکلنی که همسر عزیزم برام خریده اینم کیک تولد مامان مریم آرین و مامانی و بابایی
چند تا عکس هم از آرین گذاشتم سلام سلام خوبین؟ احوالات؟ نی نی ها... زندگی... بر وفقه مراده؟ انشالله... از گل پسرم بگم براتون که: آرین هر روز شیطون تر از دیروز... دینگ دینگ جارو برقی شده اساسی هر چی میدم دستش بخوره ریز ریز میکنه میریزه زمین اینور و اونور...بعدش اونا میمونن خشک میشن بعد توسط خودش جارو میشه با این حساب بایستی روزانه دو سه بار یا اینکه نه همین یکبار خونه رو جارو کنم ...منی که قبلا دو هفته یکبار جارو میزدم. آرین چند وقتیه دس دسی میکنه خوابش خیلی بد شده شبها اصلا به موقع نمیخوابه آرین الان دو ماهه که وزن نگرفته وای نمیدونین چجوری با گرفتن مبلها خودشو از این به اونور عرض ایکی ثانیه میرسونه. موش موشک ما چهار دندونی شده تازگیها یه چیزی کشف کردم هر چی در نوشابه و آب معدنی هست میریزم جلوش کلی سرگرم میشه و بازی میکنه بدجوری نق نقو شده همش نق میزنه ایهی اونروزی رفتم چند تا عروسک براش خریدم... به اسم صداشون میکنم همشون رو میشناسه مورچه- پلنگ صورتی- کپل- هاپو- تو این عکس داره ستاره ها رو میشمره مورچه رو ازلوستر اتاقش آویزون کردم .همین که میخواد شروع کنه به نق زدن این ووروجک ما تازگیها در حالات مختلفی می می میخوره اون روز بردمش آتلیه ماهگرد دهمش رو عکس بگیرم که اصلا نشد یه جا وای نمیستاد تا عکاسه ازش عکس بگیره تا میزاشتمش جلوی پرده تندی راه میفتاد و شروع میکرد به جارو زدن اونجا درس هام هم که حسابی سخت شده هر کاری میکنم نمیتونم صبح بلند بشم ولی بهر حال مجبورم یه جوری بخونم موقعی که بعد از ظهرها آرین و میخوابونم میخونم و اگه شبها زود بخوابه تا 2 3 نصفه شب بهمراه مازیار با همدیگه درس میخونم هفته پیش رفتیم سراغ بلیط هواپیما اصلا گیر نیاوردیم مازیار حوصله اش خیلی سر رفته بود و منم که کلی درس و کلاس دارم نمیدونم چیکار کنم ولی با این حال تصمیم گرفتیم با ماشین خودمون بریم تهران منم چند روزی کلاسهامو نرم که مرخصی مازیارجور نشد از شانس بد ما مازیار 15 روز شهریور مرخصی داره اونم از پانزدهم تا سی ام که میفته به ماه رمضون هیچ جایی نمیشه رفت. دوستون دارم مواظب خودتون و نی نی های گلتون باشین ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 توسط مریم | لينک ثابت سلامی خدمت تمامی دوستان گلم خوبین من سرم خیلی شلوغه از یک طرف هم اینترنت کم سرعت ما از آرین بگم که مثل بقیه بچه های هم سن و سال خودش عاشق کابینت های آشپزخونه خلاصه که سرم خیلی شلوغه دعام کنین اراده ام قوی بشه زیاد درس بخونم آخه میخوام قبول بشم جمعه یکی از پارکهای شیراز رو کشف کردیم اینجا هم سرسره های بادی بود که همش بچه ها رو نگاه میکرد و یه چیزهایی میگفت خیلی ذوق زده شده بود یه اسباب بازی براش رفتم خریدم تا دست از قاشق و بشقابهای ما برداره خیلی چیز باحالیه کلی حال میکنه .همینی که تو عکس میبینین خوش خنده من آرین و بابایی کنار سرسره های بادی پارک بزرگ آزادی شیراز شیطنت از چشاش میریزه آرین عصبانی آرین را بین توپها پیدا کنید جایزه داره ناقلا ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 توسط مریم | لينک ثابت سلامی خدمت تمامی گلهای وبلاگی ودوستهای خوشگل من خوبین؟ مامانم اینا رفتن ولی خدا رو شکر بازهم بد نبود کلی خوشبحالمون شد و کیف کردیم چند تا از رستورانها و جاهای دیدنی شیراز رو با هم رفتیم و خوب بود از جمله آبشار زیبای مارگون خیلی باعظمت بود کلی کیف کردیم و با دایی و خاله جون آرین عکس گرفتیم آبشار مارگون شیراز دایی حمید و خاله لیلا جون آرین کوچولو سوار بر اسب آرین و دایی جون فعلا بای ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387 توسط مریم | لينک ثابت |
Disigned By :HAMRAZ