|
.
|
عروس -داماد-دسته گل -بزن و برقص - کیک-مهمونی -لباس عروس همه و همه چه لغات زیبایی و چه کلمات دلنشینی چه شبی بود بی نظیر چه عروسی قشنگی یادش به خیر اونموقع ها من تبریز دانشجو بودم چقدر تو راه تبریز به تهران خوشحال بودیم و کیف میکردیم به خاطر فردا شبش که آرزوی هر دختر و پسریه که همچین روزی رو تو زندگیش تجربه کنه همه چی به خوبی و خوشی برگزار شد و ما هم رفتیم سر خونه زندگیمون و کلبه عشقمون رو با همدیگه ساختیم مازیارعزیزم این روز قشنگ رو تبریک میگم امیدوارم سالیان سال زندگی خوبی رو به همراه فینگلیمون داشته باشیم این عکس کارت عروسیمونه که مازیار جون سفارش داده بود و وقتی به من نشون داد شعرش چنان تو دلم نشست که هیچوقت اون لحظه رو فراموش نمیکنم خیلی خیلی خوشحال بودم واما قرار وبلاگی: قرار وبلاگی با حضور تعداد کمی از دوستان برگزار شد و کلی حال داد و خیلی خیلی خوشحال شدیم.مامانهای مهربون خیلی دوستون داریم و از دیدنتون خیلی خوشحال شدیم به امید قرار های وبلاگی بعدی اینم چند تا عکس خوشگل از نی نی های مامانی و دوستداشتنی از سمت راست آذین ناز-آرین مامان-دانیال خوشگل-کوشا تپلی آرین و بابا مازیار واما ... امیر رضا خوشگل و کوشا جیگر ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط مریم | لينک ثابت
بعدا نوشت: هورررررررررررررررررررررررا هورررررررررررررررررررررررررررا آرین راه افتاد ۵ ۶ قدمی راه رفت همون شبی که رسیدیم خونه مامانم اینا اونجا راه افتاد خیلی ذوق کرده بود هممون ذوق کرده بودیم سلام سلام صدتا سلام خدمت شما عزیزان گل خوبین؟ خوشین؟ نماز روزه هاتون قبول باشه شرمنده از اینکه چند وقتیه نیستم حداقل وقتهایی که آپ نمیکردم میومدم به شما دوستای گلم سر میزدم من عاشق کامپیوترم هستم چون بوسیله اون اینهمه دوستای ماه و خوشگل پیدا کردم خلاصه که بعد یک هفته مازیار بازش کرد و نگاش کرد ودرست شد خداااااااااا رو شکر بالاخره طلسم شکست وای که چقدر دلم برا هوای خنک اردبیل و شمال و جاده حیران و دریا تنگ شده خدایا شکرت اونروزی رفتم براش یه پارک بادی گل پسرم قند عسلم کم کم داره راه میافته این هاپو رو خاله لیلا جون برا آرین کادو خریده بود دفعه پیش که شیراز اومده بود دستت درد نکنه خاله جون کشف کرده از رو تخت ما خودش میاد پایین شدیدا عاشق کتابهای بابایی هستش تا بابایی شروع میکنه به درس خوندن گازشو میگیره به طرف بابایی گاز میگیره چه گازهایی تازگیها خوب حرف میزنه همه چی میگه در حموم رو همیشه قفل میکنیم راستی با قرار وبلاگی موافقین؟ همدیگه رو ببینیم به نظر من که خیلی خوب میشه فعلا همین اگه قسمت بشه میبینیمتون ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 توسط مریم | لينک ثابت |
Disigned By :HAMRAZ