سلام دوستای گلم خوبین؟
دیدم تو همه وبلاگها حرف از عید و خونه تکونی و این حرفهاست.
گفتم منم راجع به خونه تکونیم یه آپی بنویسم
خونه ما هم الان حال و هوای عید رو به خودش گرفته
چون برنامه ای که یه ماه پیش برا عید ریخته بودیم ۱۸۰ درجه تغییر کرد
و قرار شد دیگه تهران و کرج نریم و خونه خودمون باشیم و برای دومین سال سفره هفت سین رو خونه خودمون بچینیم
اولین سال وقتی بود که من دو ماهه آرین رو باردار بودم
و دکتر بهم مرخصی مطلق داده بود و جایی نرفتیم
و تبریز بودیم و با مازیار سفره هفت سین رو با هم چیدیم
و امسال اهوازیم
و مادر شوهرم اینا قراره بیان اهواز پیشمون و از اینجا ۶ نفری با ماشین ما بریم قشم![]()
فکر کنم خیلی حال میده
چون من عاشق مسافرت با ماشین هستم مخصوصا جاده هایی که اولین باری باشه که میخوام برم
و مخصوصا جاده های جنوب و ساحل خلیج فارس ![]()
قصد نداشتم خونه تکونی کنم ولی چون مهمون داریم بهونه ای شد تا به فکرش بیفتم و یه کارهایی بکنم
تا حالا خونه تکونی نکرده بودم امثال اولین سالیه که میخوام خونه تکونی کنم
البته نه اونجوری که فکرشو بکنین آی پرده بشورم و دیوارها رو بسابم
و از این حرفا !! نخیر ! بلد نیستم اصلا!!!
میخواستم کارگر بیارم ولی دیدم وقت زیاد دارم و کار هم اونقدری زیاد نیست
تصمیم گرفتم کم کم خودم شروع کنم که سخترینش آشپزخونه بود که امروز تمومش کردم و از فردا باید برم سراغ اتاقها و بقیه جاها![]()
برای رزرو جا تو قشم چند تایی هتل و هتل آپارتمان رو زنگ زدم
اکثرا همشون پر بودن شانسی یه هتل آپارتمان خالی پیدا کردیم و در جا رزروش کردیم برا سه شب... قراره عید رو با مامان شهین
و بابا جون
و عمه نوشین
کنار هم دور سفره هفت سین بگذرونیم و فردا صبح زودش راه بیفتیم و از جاده ساحلی پیش به سوی قشم...![]()
جاهایی که از تو نقشه درآوردم که قراره ازشون رد بشیم عبارتند از
:
اهواز- امیدیه-بندر دیلم - بندر گناوه - بندر بوشهر
شب رو بوشهر میمونیم و اگر وقت بشه یه سر هم بندر گناوه میریم چون تعریفش رو خیلی شنیدم و فرداش باز دوباره راه میفتیم![]()
بوشهر - بندر خورموج -بندر کنگان - بندر لنگه - بندر خمیر - بندر عباس -و با لنج پیش به سوی قشم ![]()
سالها آرزو داشتم این بندر ها رو با ماشین خودمون بریم تا از نزدیک ببینم امیدوارم سفر خوبی باشه و بهمون خوش بگذره![]()
آرین جدیدا یاد گرفته و میگه: مامانی ببخشید ![]()
وقتی به آرین میگم مامانی بخند ازت یه عکش خوشگل بگیرم اینجوری میخنده ![]()
مثل عکس زیر![]()
آرین با عروسکهای انگشتیش که بازی میکنه برا هر کدوم اسم گذاشته و یکی یکی میگه این مامان جونه این بابا جونه و این ...
من میگم آرین این کیه؟ آرین میگه اون خاله است![]()
من میگم کدوم خاله؟ اسمش چیه؟![]()
آرین با خنده میگه : خالـــــــــــــه نسیــــــــــــــم ![]()
![]()












