|
.
|
سلام سلام صد تا سلام من و آرین اومدیم
پبجشنبه با مامان هوچهر ناز و خوشگل پارک خیلی شلوغ بود بچه ها با هم بازی کردن و کلی بهشون خوش گذشت. تو اون شلوغی که بچه ها داشتن سرسره بازی میکردن یهو دیدم آرین به آسمان خیره شده وبا دستش به هواپیمایی اشاره میکنه که فقط چراغاش معلوم بود و تو تاریکی شب میدرخشید یه مشکلی که هست نمیدونم چرا وقتی آرین رو میبرمش پارک که سرسره و بچه زیاد داره و به بزرگتر از خودش هم که میره کنارش وایمسته و نگاه میکنه
و اما شنبه من آرین رو بردم باغ ارم کلی تو باغ اینور اونور میدوید و خوشحالی میکرد نی نی ها رو میدید و بهشون اشاره میکرد و میگفت نی نی . موقع برگشتن هم با هم رفتیم فالوده بستنی با شربت مخصوص عرقیات شیراز خوردیم. وکلی حال داد. و در آخر آرین در تاب تاب عباسی هر چی بگیم بازم کمه ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط مریم | لينک ثابت |
Disigned By :HAMRAZ