تبليغاتX

آرین ومامانی - آبادان







.

آبادان

 سلام دوستای گلم خوبین؟

جمعه رفتیم آبادان همون  آبادان معروفه!ولی من که چیزی ندیدم فکر میکردیم یه شهر خیلی باکلاس و خوشگل باشه.ولی نبود بیچاره اروند رود اطرافشو با خاکریز و حصار آهنی پوشونده بودن که نکنه کسی بره دستشو بزنه به آب اطرافش محوطه ممنوعه بود و هیچکس حق نزدیک شدن بهش رو نداشت.طوری که ادم فکر میکرد رودخونه مال عراقی هاست.همون موقع یک کشتی رد میشد که قشنگ بود

     

صد رحمت به رود ارس خودمون تو جلفا خیلی قشنگه حداقل میرفتیم میشستیم کنارش و آب رو تماشا میکردیمو یه آبی به دست و صورتمون میزدیم...

یکی از بازار هاش رو رفتیم من یه گوداستر خریدم.همونی که تو ماه*واره تبلیغشو میکنه.من که عاشقش بودم وهمش میخواستم بخرم و تا حالا موفق نشده بودم که بالاخره خریدم خیلی چیز خوبیه حالا دیگه سه تایی با هم خونه رو داریم گردگیری میکنیم.خیلی حال میده

                  

دو سال که تو شیراز بودیم به خاطر اینکه مازیار دانشجو بود از دانشگاه غذا میگرفتیم و من غذا درست نمیکردم از وقتی اومدیم اهواز خودم آشپزی میکنم.خیلی حال میده هفته ای دو سه بار قورمه سبزی خوردن بساط قورمه سبزی تو یخچالمون براهه همه چیزش آماده فقط کافیه بریزی رو هم که اکثر اوقات غذا کم میارم و قورمه سبزیه میپره تو قابلمه...آرین قورمه سبزی خیلی دوست داره و خوب میخورهحالا میفهمم مامانم چرا همش قورمه سبزی درست میکرد

دو تا سی دی کارتون برا آرین خریدم گربه های اشرافی وکارتون پو و تیگر که خیلی دوستشون داره مخصوصا پیشی ها رو میشونمش جلوی تلویزیون اون پیشی ها رو میبینه منم قورمه سبزی ها رو میزارم تو دهنش...

یه سی دی نرم افزار هم خریدم به اسم اتل متل آرین خیلی دوست داره بیشتر وقتها جلوی کامپیوتر نشسته و داره اتل متل رو میبینه نرم افزاره یه محیط نقاشی هم داره که آرین با موس کمی میتونه باهاش خط خطی کنه.

    

چند روزیه این گل پسر ما اصلا نمیتونه با پوشکش کنار بیاد شلوارشو درمیاره و چسب پوشکش رو هم باز میکنه میندازه یه طرف شبها هم که پوشکش میکنم همش به پوشک اشاره میکنه و میگه درد    درد فکر کنم وقتش رسیده که پروژه رو شروع کنم البته با همکاری خودش نمیخوام زیاد بهش فشار بیارم هر وقت خودش خواست .الان خیلی وقتها جیش رو میریم حمام و براحتی بلده ولی اصل کاری رو اصلا باهاش تمرین نکردم.کم کم باید شروع کنیم که از دست پوشاک لعنتی نجات پیدا کنه

کلاس ایروبیک ثبت نام کردم و جلسه اول رو رفتم خیلی عالی بود از یکنواختی دراومدم و یکمی هم سرحال اومدم چند وقتی میشد ورزش نکرده بودم و همه بدم خسته و کوفته بود.ولی کاش به جای سالن یه فضای سبز بود و هوای مطبوع هم استنشاق میکردم.همش حین ورزش از ذهنم میگذشت.کم کم میخوام شنا هم برم

دنبال کلاس نقاشی هستم ولی هنوز پیدا نکردم از دوستان اهوازی اگه کسی جایی سراغ داره ممنون میشم راهنماییم کنه.جدیدا خیلی دلم میخواد نقاشی یاد بگیرم مخصوصا رو بوم

 

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط مریم | لينک ثابت |



Disigned By :HAMRAZ